نتیجه آزمون اگوگرام
تیپ خودشیفته و بیخبر از دنیا
این تیپ ممکن است طوری زندگی کند که گویی تقریباً همه عناصر غریزیِ لازم برای انسان، محاسبه واقعبینانه و توان سازش را فراموش کرده است. او فقط در شعارهایی مانند «آرمان باید بلند باشد، مسئولیتپذیری باید قوی باشد و تأیید دیگران مهم است» غرق میشود، اما در عوض، نسبت به مسائل بنیادی مانند اینکه خودش واقعاً چه کاری از دستش برمیآید و شادی و لذت زندگی را چگونه باید پیدا کرد، ناآگاه میماند. اگر مراقب نباشد، ممکن است فقط ظاهری آراسته داشته باشد و در عمل، زندگی را بیحاصل و بیمایه از دست بدهد. به همین دلیل، از هر چیز مهمتر آن است که بهجای چسبیدن به آرمانهای بزرگ، عادت کند از کارهای کوچک اطراف خودش بهدرستی برآید.
معشوق، همسر - شاید لازم باشد درباره رابطه زن و مرد، رابطه همسران، معنای خانواده و حتی رابطه انسان با جامعه، همه چیز را از اول تا آخر برای چنین فردی توضیح دهید. مشکل اینجاست که او حتی از آن تیپهایی هم نیست که این توضیحها را کاملاً صادقانه و بیواسطه بپذیرد. مشتری یا طرف معامله - ممکن است به نظر برسد در فرهنگ لغت چنین افرادی چیزی به نام «تغییر اوضاع» اصلاً وجود ندارد. در نهایت، چون نمیتوانند به تغییر شرایط درست واکنش نشان دهند، احتمال زیادی دارد کارها بهشکلی درهم و برهم تمام شوند. رئیس - چون تقریباً هیچ انعطافی ندارد، مطرح کردن نظر هم احتمالاً زحمتی بیهوده خواهد بود. در برخی مواقع، شاید واقعاً راه مشخصی جز این نباشد که بگذارید تا حدی خودش تنها شلوغ کند. همکار یا زیردست - اگر موضوعی به او بدهید و بگذارید تا حدی خودش انجام دهد، بالاخره پاسخِ خودش را خواهد ساخت. با این حال، طرفی است که لازم است برایش دستور مناسب داده شود و مرحله به مرحله، با حوصله به جلو هدایت گردد.